تطبیق دوران پس از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام و رهبر شهید انقلاب؛ هشداری برای عدم تکرار صلح تحمیلی

چرا امام حسن مجتبی علیه السلام مجبور به صلح شد؟ درس‌ها و عبرت‌هایی برای امروز

در این نوشتار، با تحلیل مشابهت‌های تاریخی میان دوران پس از شهادت امام علی علیه السلام و امام سیدعلی خامنه‌ای قدس سره، به بررسی چالش‌های پیش روی رهبر جدید، امام سیدمجتبی خامنه‌ای مدظله العالی و تبیین چرایی اجبار امام حسن مجتبی علیه السلام به صلح با معاویه و هشدار درباره تکرار تاریخ در فضای سیاسی امروز ایران می‌پردازیم.
17 ساعت و 31 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
چرا امام حسن مجتبی علیه السلام مجبور به صلح شد؟ درس‌ها و عبرت‌هایی برای امروز

مقدمه:

بیان مسأله
تاریخ همواره معلمی بیدار و هوشیار برای انسان‌های عبرت‌پذیر بوده است. در تمدن اسلامی و به ویژه مکتب اهل ‌بیت (علیهم السلام)، وقایع تاریخی صرفا بیان روایت گذشته نیست، بلکه آینه‌ای تمام‌نما برای درک زمان حال و پیش‌بینی چالش‌های آینده محسوب می‌شود. 

در روزگار حساس کنونی، جامعه اسلامی ایران و به طور خاص شیعیان جهان، با ضایعه‌ای عظیم روبرو شده‌اند: شهادت مردی که بیش از سه دهه سکان‌دار کشتی انقلاب اسلامی بود، حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای (قدس سره). 

این واقعه در حالی رخ داده که دشمنان قسم‌خورده، در اوج خوشحالی از توطئه خود، تصور می‌کنند با حذف فیزیکی این رهبر کارگشا، می‌توانند به اهداف شوم خود برسند. اما نکته حیاتی و محوری این مقاله، بررسی دقیق و تطبیقی شرایط پس از این شهادت با دوران پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است؛ مقطعی که به امامت امام حسن مجتبی (علیه السلام) انجامید. 

مسأله اصلی این نوشتار، تشریح این موازات تاریخی و بیان این هشدار است که اکنون، با روی کار آمدن حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله العالی) به عنوان رهبر جدید، جامعه باید مراقب باشد تا تاریخ تلخ خانه‌نشینی حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) تکرار نشود.
 
ضرورت بحث
ضرورت پرداختن به این موضوع از چندین جنبه حائز اهمیت است. 

اولا، جامعه ایران در حال حاضر در یک وضعیت بسیار حساس و بی‌سابقه‌ای به سر می‌برد. دشمن با بهره‌گیری از تمام ابزارهای رسانه‌ای، سیاسی و امنیتی، تلاش دارد تا از فضای سوگواری شهادت رهبری و گذار قدرت، برای نفوذ در بدنه نظام و تغییر خطوط قرمز انقلاب استفاده کند. 

ثانیا، وقایع تاریخی نشان داده‌اند که خطر اصلی همواره از بیرون مرزها نیست؛ بلکه «خواص خائن» و «خواص کج‌فهم» در درون ساختار قدرت، هستند که با تصمیمات غلط، زمینه را برای عقب‌نشینی و شکست فراهم می‌کنند. مقایسه دقیق میان دوران حکومت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دوران رهبری امام شهید خامنه‌ای، و سپس مقایسه امامت امام حسن (علیه السلام) با رهبری امام سیدمجتبی خامنه‌ای، نقشه راهی را برای شناسایی دسیسه‌های احتمالی فراهم می‌کند. 

ثالثا، با توجه به اینکه مسأله امروز فراتر از یک اختلاف سیاسی معمولی است و به حذف نام و هویت ایران از صحنه بین‌المللی مربوط می‌شود، شناخت دقیق این توطئه‌ها و مقابله با آن، یک وظیفه شرعی و ملی محسوب می‌شود. عدم توجه به این هشدارهای تاریخی می‌تواند منجر به فاجعه‌ای شود که در آن دستاوردهای خون شهدا، پای مذاکرات ذلت‌بار قربانی شود.
 
هدف از نگارش مقاله
هدف اصلی از تدوین این مقاله، تبیین دقیق شرایط خطیر کنونی جمهوری اسلامی ایران در پرتو آموزه‌های تاریخی اسلام و مکتب تشیع است. 

این نوشتار در پی آن است تا با تحلیل واقعیت‌های امروز، به افکار عمومی و به ویژه مسئولان و خواص جامعه هشدار دهد که دشمن و عوامل داخلی آن در فاز جدید، به دنبال اجرای سناریوی صلح تحمیلی به امام حسن (علیه السلام) برای حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (دام ظله) است. 

هدف دیگر این است تا راهکارهای عملی برای مقاومت، هوشیاری و پشتیبانی تمام‌قد از رهبر جدید ارایه دهیم تا شاهد تکرار ماجرای تلخ صلح امام حسن (علیه السلام) و حذف رهبر معظم انقلاب از صحنه مدیریت نباشیم.

همچنین، این مقاله قصد دارد با استناد به بیانات رهبر شهید انقلاب درباره «کودتا» و فتنه دی‌ماه ۱۴۰۴، لایه‌های پنهان توطئه‌های اخیر را آشکار سازد و نشان دهد که شهادت ایشان، پایان راه نیست، بلکه آغاز فصلی حساس‌تر در جهاد امت اسلامی علیه مستکبرین جهانی است.
 

۱. تکرار تاریخ؛ شباهت‌های شگفت‌انگیز میان دو عصر

۱-۱. موازات تاریخی دوران امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام سیدعلی خامنه‌ای
تاریخ اسلام پر است از درس‌هایی که اگر به درستی فهمیده شوند، گره از بسیاری از مشکلات امروز می‌گشایند. یک تشابه ساختاری و محتوایی میان دوران حکومت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در کوفه و دوران رهبری امام شهید سیدعلی خامنه‌ای (قدس سره) وجود دارد. این تشابه تصادفی نیست، بلکه ریشه در ماهیت تقابل حق و باطل دارد. در هر دو مقطع، یک رهبر الهی و کارگشا در برابر طوفانی از توطئه‌ها قرار گرفته بودند.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از بیست و پنج سال غیبت از صحنه حکومت، در شرایطی به امامت رسید که جامعه اسلامی دچار انحرافات شدید شده بود. ایشان با شجاعتی مثال‌زدنی تلاش کرد تا عدالت اسلامی را احیا کند، اما مخالفان از داخل و خارج، اجازه ندادند.

به همین ترتیب، امام شهید سیدعلی خامنه‌ای (قدس سره) نیز در شرایطی حساس، پس از رحلت امام خمینی (قدس سره) و در اوج فشارهای داخلی و خارجی، مسئولیت سنگین رهبری را بر عهده گرفتند. ایشان نیز مانند امیرالمؤمنین (علیه السلام)، سعی در اجرای احکام اسلام و استقلال ایران داشتند.

یکی از مهم‌ترین نقاط اشتراک، مسأله «مذاکره ناخواسته» است. در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، ایشان بر اساس مصلحت و برای جلوگیری از خونریزی‌های بیشتر، ناچار به پذیرش مذاکره با معاویه شدند، مذاکره‌ای که ایشان بارها اعلام داشتند از آن رضایت قلبی ندارند و امیدوار بودند با قاطعیت مسأله حل شود.

این دقیقا همان چیزی است که در سال‌های پایانی عمر رهبر شهید انقلاب شاهد آن بودیم. دشمنان با فشار حداکثری اقتصادی و سیاسی، ایران را به میز مذاکراتی کشاندند که بارها ایشان فرمودند به این مذاکرات خوش‌بین نیستند و اعتمادی به طرف مقابل نیست. ایشان تاکید داشتند که مذاکره تنها زمانی معنا دارد که دشمن به منافع ملی ایران احترام بگذارد، اما آمریکا و غربی‌ها همواره در بدعهدی پیشگام بودند.
 
۱-۲. آشوب‌های منطقه‌ای و کودتاهای پنهان
نکته دیگر در این موازات تاریخی، ایجاد آشوب و ناامنی توسط دشمن است. در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، معاویه با بهره‌گیری از عمال خود در سرزمین‌های اسلامی، موجی از آشوب، ترور و ناامنی را به راه انداخت تا حکومت امام علی (علیه السلام) را ناتوان جلوه دهد. 

در دوران معاصر نیز شاهد بودیم که استکبار جهانی در سال‌های اخیر با حمایت از گروهک‌های تروریستی و اغتشاشات داخلی، سعی در برهم زدن امنیت ایران داشت. به‌ویژه حوادثی که در دی‌ماه سال ۱۴۰۴ رخ داد و رهبر شهید انقلاب آن را «کودتا» نامیدند، بازتابی از همان توطئه‌های معاویه‌وار است.

امام شهید سیدعلی خامنه‌ای (قدس سره) در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ در سخنانی کوبنده فرمودند: 
«عزیزان من! آنچه اتفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌ طور نبود که صرفا عده‌ای جوان در جایی عصبانی شوند و اعتراضی انجام دهند؛ نه، بیش از این حرف‌ها بود. کودتا بود، اما این کودتا زیر پای ملت ایران له شد.» 

این بیان روشن می‌کند که آنچه در ظاهر اعتراضات مردمی نامیده می‌شد، در باطن یک طراحی دقیق امنیتی برای تغییر رژیم یا حداقل تغییر رفتار نظام بود. همان ‌طور که در زمان علی (علیه السلام) گروه‌های خوارج و نفوذی‌ها در ارتش و حکومت ایجاد آشوب می‌کردند، در زمان ما نیز نفوذی‌ها سعی داشتند از داخل ساختار قدرت، به اهداف دشمن خدمت کنند.
 
۱-۳. ترور؛ آخرین حربه دشمن
وقتی همه حربه‌های دشمن، از جنگ اقتصادی تا جنگ روانی و آشوب‌های اجتماعی، به نتیجه قطعی نرسید، «ترور» در دستور کار قرار گرفت. این الگو در تاریخ اسلام تکرار شده است. معاویه وقتی دید نمی‌تواند امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در میدان جنگ یا سیاست شکست دهد، دست به توطئه ترور با شمشیر ابن ملجم ملعون زد.

در تاریخ معاصر نیز، دشمنان پس از ناکامی در کودتا و فتنه، به ترور فیزیکی رهبر انقلاب روی آوردند. شهادت حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، پایان یک راه نیست، بلکه نتیجه‌گیری دشمن از این بود که تا زمانی که این رهبر الهی زنده است، آنها نمی‌توانند به اهداف خود در منطقه و جهان برسند. این شهادت، شباهت عجیبی به شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در محراب عبادت دارد؛ شهادتی که در ماه مبارک رمضان، رهبر شهیدمان در حال خدمت به امت بودند.
 

۲. تطبیق شرایط دوران امام حسن مجتبی (علیه السلام) و امام سیدمجتبی خامنه‌ای

۲-۱. بیعت عمومی و موج عاطفه
پس از شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، جامعه اسلامی وارد فاز جدیدی شد. موج عظیمی از اندوه و عاطفت در جامعه پدید آمد. مردم که از ظلم و ستم دوران خلافت پیشین و سپس شهادت امام خود به ستوه آمده بودند، با امام حسن مجتبی (علیه السلام) بیعت کردند. این بیعت با عزت و اجماع صورت گرفت و نشان‌دهنده جایگاه رفیع حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) در قلب‌ها بود. مردم می‌خواستند این امام همام راه پدرشان را ادامه دهند.

امروز نیز شاهد چنین صحنه‌ای هستیم. پس از شهادت تلخ و غم‌بار امام سیدعلی خامنه‌ای (قدس سره)، میلیون‌ها ایرانی در سراسر کشور و جهان، با دل‌های شکسته اما اراده‌ای استوار، با امام سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه الله)، فرزند ارشد و جانشین رهبر شهید، بیعت کردند. این بیعت نماد وحدت و انسجام ملی است. مردم نشان دادند که خط رهبر شهید انقلاب را با فرزند ایشان ادامه می‌دهند. 

فضای معنوی و حماسی امروز حاکم بر کشور، یادآور روزهای اولیه بیعت با امام حسن مجتبی (علیه السلام) است. اما تاریخ به ما می‌گوید که این فضای عاطفی و حماسی، اگر با هوشیاری و بصیرت همراه نباشد، می‌تواند به سرعت تغییر کند.
 
۲-۲. خطر خواص خائن و کج‌فهم
اما این وضعیت پایدار نماند. در تاریخ صدر اسلام، خواص خائن در کنار خواص کج‌فهم، در فاصله‌ای کوتاه شرایطی فراهم کردند که امام حسن مجتبی (علیه السلام) به حاشیه رانده شدند. این دقیقا خطرناک‌ترین مرحله در حکومت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بود. کسانی که خود را از یاران امام می‌نامیدند، با تفسیرهای غلط از مصلحت، با دشمن مذاکره کردند و زمینه را برای صلح تحمیلی فراهم ساختند. آنها به امام فشار آوردند تا جنگ را متوقف کند و به معاویه امتیاز دهد.

وضعیتی به غایت تلخ؛ تا جایی که برخی اطرافیان امام حتی به معاویه نامه نوشتند: «تو بگو؛ او را زنده برایت بفرستیم یا مرده؟» این جمله تاریخی، عمق فاجعه نفوذ و خیانت را نشان می‌دهد. وقتی حلقه اطراف رهبر، دچار انحراف شود، دشمن نیازی به حمله نظامی ندارد. دشمن از داخل قلعه، دروازه‌ها را باز می‌کند.

اکنون نیز باید مراقب بود. زمزمه‌های مذاکره با دشمن دوباره درست در آستانه پیروزی در جنگ تحمیلی رمضان به گوش می‌رسد. برخی سیاستمداران و تحلیل‌گران، با استناد به شرایط سخت اقتصادی و فشارهای بین‌المللی، پیشنهاد می‌دهند که رهبر جدید، انعطاف بیشتری نشان دهند و به مذاکره با آمریکا تن دهند. 

آنها می‌گویند برای حفظ نظام باید عقب‌نشینی کرد. این دقیقا همان حرف‌هایی است که یاران منحرف امام حسن (علیه السلام) می‌زدند. خطر اینجاست که «خواص» امروز، با فهم ناقص از سیاست عقلانی، فشار بیاورند که حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (دام ظله)، مانند امام حسن مجتبی (علیه السلام) مجبور به عقب‌نشینی و خانه‌نشینی شود. پس باید مراقب رهبرمان، آقا سیدمجتبی باشیم؛ مبادا ایشان مانند حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) خانه‌نشین شوند.
 

۳. شرایط حساسیت بی‌سابقه و تهدید هویتی

۳-۱. حساسیت تاریخی بی‌سابقه
وضعیت امروز ایران از نظر حساسیت تاریخی، بی‌سابقه است. در هیچ مقطعی از تاریخ انقلاب اسلامی ایران چنین حساسیتی وجود نداشته است. ما در نقطه عطفی از تاریخ هستیم که سرنوشت تمدن اسلامی و استقلال کشور تعیین می‌شود.

دشمنان این بار به دنبال تغییر رفتار یا تغییر رژیم نیستند؛ آنها‌ به دنبال «حذف نام ایران» هستند. مسأله امروز صرفا یک اختلاف سیاسی بر سر برنامه هسته‌ای یا حقوق بشر نیست؛ مسأله حذف نام ایران از نقشه ژئوپلیتیک و فرهنگی جهان است. 

استکبار جهانی پس از شهادت امام سیدعلی خامنه‌ای (قدس سره)، تصور می‌کند که می‌تواند با ترکیبی از فشار و فریب، ایران را به زانو درآورد. آنها‌ می‌دانند که امام سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه الله)، دارای جایگاه علمی و معنوی بالایی است و مورد وثوق مردم است، بنابراین تلاش می‌کنند تا قبل از تثبیت جایگاه ایشان، فضا را متشنج کنند. آنها‌ می‌خواهند نشان دهند که ایران پس از رهبر شهید انقلاب، قابل مدیریت نیست و دچار فروپاشی خواهد شد.
 
۳-۲. تهدید علیه هویت ملی و دینی
حمله دشمن امروز، یک جنگ ترکیبی تمام‌ عیار است. در این جنگ، مرزهای جغرافیایی کم‌رنگ شده و مرزهای فرهنگی و هویتی هدف قرار گرفته‌اند. دشمن می‌خواهد نسل جوان را از ارزش‌های انقلاب و اسلام جدا کند. آنها با استفاده از فضای مجازی و رسانه‌های مزدور، سعی در ترویج یاس و ناامیدی دارند. آنها می‌خواهند القا کنند که راه رهبر شهید انقلاب به بن‌بست رسیده و باید راه جدیدی را در پیش گرفت.

در چنین شرایطی، رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران سعی دارند با هوشمندی و قاطعیت، این توطئه‌ها را خنثی کنند. حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (دام ظله)، که سال‌ها در کنار پدر بزرگوارشان درس آموختند و در دفاع از انقلاب و ولایت فقیه پیشگام بودند، به خوبی این تهدیدات را درک می‌کنند.

ایشان می‌دانند که هرگونه عقب‌نشینی در برابر دشمن، نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه اشتها را برای بیشتر کردن مطامع دشمن افزایش می‌دهد. تجربه تلخ امام حسن مجتبی (علیه السلام) نشان داد که صلح با دشمنی که امانتدار‌ نیست، تنها به عقب‌نشینی بیشتر و تضعیف جبهه حق منجر می‌شود.
 

۴. راهکارهای مقابله و پیشنهادات تحلیلی

۴-۱. حفظ وحدت و انسجام ملی
مهم‌ترین راهکار در شرایط فعلی، حفظ وحدت کلمه است. دشمن تلاش می‌کند تا با ایجاد شکاف میان قشرهای مختلف جامعه (مثلا مردم و مسئولان، یا اقوام مختلف)، پایگاه اجتماعی رهبر جدید را تضعیف کند. مردم باید هوشیار باشند و اجازه ندهند اختلاف‌نظرهای جزیی، به بحران‌های کلان تبدیل شود.

بیعت با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله العالی) باید یک بیعت فعال و پویا باشد، نه یک بیعت صرفا لفظی. این یعنی در عمل، از سیاست‌های ایشان حمایت کرد و در برابر شایعات و اغتشاشات ایستادگی نمود.
 
۴-۲. بصیرت‌افزایی برای خواص و مسئولان
خواص و مسئولان نظام باید بیش از پیش به خودشان بیایند. آنها‌ باید درس‌های تاریخ را بیاموزند و بدانند که در موضع‌گیری‌های سیاسی، خط قرمزها کجاست. فشار برای مذاکره در شرایطی که بازدارندگی دشمن از حمله مجدد نظامی تثبیت نشده، نوعی خیانت به آرمان‌های شهداست. 

مسئولان باید بدانند که دشمن از هر ابزاری، حتی ابزار مذاکره، برای نفوذ استفاده می‌کند. همان‌ طور که در زمان امام حسن مجتبی (علیه السلام)، برخی یاران با حسن نیت اما با فهم ناقص، زمینه را برای صلح فراهم کردند، خواص امروز باید مراقب باشند که با تفسیرهای نادرست از «عقلانیت»، زمینه را برای صلح تحمیلی به رهبر معظم انقلاب فراهم نکنند.
 
۴-۳. تقویت اقتصاد مقاومتی
یکی از ابزارهای اصلی فشار دشمن، اقتصاد است. برای اینکه رهبر جدید انقلاب بتواند با قدرت تصمیم‌گیری کنند و مجبور به مذاکرات ذلت‌بار نشوند، باید اقتصاد کشور از وابستگی به نفت و دشمنان رها شود. مردم و دولت باید با همکاری هم، اقتصاد مقاومتی را محقق کنند. تولید داخلی، حمایت از کالای ایرانی و مدیریت مصرف، تنها راه مقاومت در برابر تحریم‌هاست. وقتی اقتصاد کشور پویا و مستقل باشد، دشمان نمی‌توانند با فشار اقتصادی، ملت را به زانو درآورند.
 
۴-۴. مقابله با جنگ روانی و رسانه‌ای
رسانه‌های دشمن در تلاشند تا چهره‌ای خشن یا ناتوان از رهبر جدید ترسیم کنند. نیروهای انقلابی و رسانه‌های داخلی باید با تولید محتوای غنی و مستند، چهره واقعی و علمی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (دام ظله) را به جهان معرفی کنند. باید نشان داد که ایشان ادامه‌دهنده راه پدر شهیدشان هستند و دارای دیدگاه‌های عمیق قرآنی و جهانی هستند. همچنین، باید در برابر شایعات و اخبار کذب که قصد دارند تفرقه بیندازند، مقاومت کرد و فقط به منابع موثق رجوع نمود.
 
۴-۵. استناد به گفتمان مقاومت
رهبر جدید انقلاب سعی دارند گفتمان مقاومت را که میراث رهبر شهید انقلاب است، با قدرت ادامه دهند. گفتمان مقاومت، گفتمان عقب‌نشینی نیست. این گفتمان بر این باور است که قدرت واقعی، قدرت ایمان و استقلال است. در سطح بین‌الملل نیز باید سیاست «نه شرقی، نه غربی» با قوت دنبال شود. نزدیک شدن به هر یک از بلوک‌های قدرت، نباید باعث شود که استقلال ایران قربانی شود.
 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:

تاریخ چرخشی است که همواره در حال تکرار خود است، اما با بازیگران جدید. آنچه در قرن اول هجری بر سر امام حسن مجتبی (علیه السلام) آمد، یک درس عبرت‌آموز برای تمام شیعیان و آزادی‌خواهان جهان است.

در این نوشتار، رخدادهای امروز ایران را با آن دوران تطبیق داده و هشدار دادیم که باید مراقب باشیم تاریخ تلخ صدر اسلام دوباره تکرار نشود. شهادت مظلومانه امام سیدعلی خامنه‌ای (قدس سره)، پایان راه انقلاب ما نیست؛ بلکه آغاز آزمایشی سخت‌تر برای ملت ایران خواهد بود.

اکنون که حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله العالی) به عنوان رهبر جدید و ولی‌فقیه زمان، هدایت امور را بر عهده گرفته‌اند، دشمنان در صددند تا با همان سناریوی تاریخی، ایشان را به حاشیه برانند. آنها با عوامل نفوذی‌ خود و سیاستمداران کج‌فهم فاقد بصیرت و بینش سیاسی، می‌خواهند با ترکیبی از فشار، تهدید و وعده‌های پوچ، رهبر معظم انقلاب را مجبور کنند تا مانند امام حسن مجتبی (علیه السلام)، از مواضع اصولی خود عقب‌نشینی کند و به صلحی تن دهد که در آن، هویت و استقلال ایران قربانی شود.

اما تفاوت امروز با دیروز، در بصیرت ملت ایران است. ملت ایران امروز ۴۷ سال تجربه انقلاب و دفاع مقدس را در کارنامه دارد. آنها خوب می‌دانند که مذاکره با دشمنی که قصد حذف نام ایران را دارد، نتیجه‌ای جز ذلت و تسلیم نخواهد داشت. مردم ایران با بیعت قلبی خود با امام سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه الله)، نشان داده‌اند که آماده‌اند تا از راه شهیدان خود دفاع کنند.

مسأله امروز، مسأله حذف نام ایران است. اگر امروز در برابر فشارهای دشمنان کوتاه بیاییم، فردا نامی از ایران و انقلاب در تاریخ باقی نخواهد ماند. بنابراین، وظیفه همگانی است تا با هوشیاری کامل، از توطئه‌های «خواص خائن» و «خواص کج‌فهم» جلوگیری کنیم. ما نباید اجازه دهیم که زمزمه‌های مذاکره در آستانه پیروزی، ما را از مسیر حق منحرف کند. رهبر معظم انقلاب نیاز به حمایت قاطع و بی‌چون‌وچرایی دارند تا بتوانند در برابر طوفان‌های استکباری بایستند.

تکرار تاریخ، اجتناب‌ناپذیر نیست اگر ما درس بگیریم. اگر امروز مراقب رهبرمان باشیم و اجازه ندهیم دشمن از خلاءهای موجود استفاده کند، می‌توانیم سناریوی تلخ صلح اجباری امام حسن مجتبی (علیه السلام) را به یک سناریوی پیروزی و اقتدار تبدیل کنیم. اقتداری که در آن، نام ایران به عنوان نماد مقاومت و آزادی‌خواهی در جهان طنین‌انداز شود.
 

سخن پایانی:

ای ملت شهیدپرور و ای یاران وفادار ولایت! اینک تاریخ در برابر چشمان بصیر شما در حال رقم خوردن است. دشمنان خدا و ایران اسلامی در نادانی محض، گمان کرده‌اند که با شهادت امام سیدعلی خامنه‌‎ای (قدس سره) آن «سیدالشهدای مقاومت و انقلاب اسلامی»، پرونده انقلاب شکوهمند ایران بسته شده است؛ غافل از آنکه خون پاک شهیدان، چراغ راه است و نه پایان راه و آغاز حرکتی باشکوه‌تر است.

اکنون که تقدیر الهی، پرچمداری کشتی انقلاب اسلامی را به امام سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه الله)، فرزند خلف رهبر شهید انقلاب و وارث شایسته آن پدر بزرگوار سپرده است، برخیزیم تا با بیعتی استوارتر از کوه، به جهانیان ثابت کنیم که در مکتب اهل ‌بیت (علیهم السلام)، فرزند علی (علیه السلام)، هرگز در میدان نبرد حق علیه باطل تنها نخواهد ماند. 

هوشیار باشید و حذر کنید که شمشیر ددمنشانه دشمن، این بار نه بر فرق سر، که از مسیر فریب مذاکره و سازش ننگین، به جان پیکر انقلاب و آرمان‌های امام شهیدان فرود آید. بدانید که قضاوت تاریخ، سخت‌تر از آن است که گمان می‌کنید و فرصت جبران مافات، در گذرگاه زمان، بسیار کوتاه و نایاب است. 

نویسنده: سیدامیرحسین موسوی تبار
منبع: تحریریه راسخون
© استفاده از این مطلب، فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط